تبليغاتX
از عشق و دیگر اهریمنان

خیلی وقته با کسی حرف نزدم٬داره از یادم میره حرف زدن٬صدام یادم نیست.احساس شئ بودن میکنم انگار مثلا صندلی یا یه همچین چیزی٬دارم ته میکشم و اهمیتی نمیدم کاری نمیکنم دوس دارم خشک شک ببینم چجوریاس٬بذار خشک شم٬آب از آب تکون نمیخوره.

+ نوشته شده در  89/07/03   توسط نانوک  | 

فرقست میان آنکه یارش در بر با آنکه چشمش بر در.

+ نوشته شده در  89/06/29   توسط نانوک 

هزاری هم که صب به خودم گفته باشم رفتی رفتی باز وقتی گوشیم زنگ میخوره خیال میکنم تویی٬ دلت هوامو کرده.

+ نوشته شده در  89/06/25   توسط نانوک 

دلم گرفته٬چرا بارون نمیباره خدایا؟...

+ نوشته شده در  89/06/24   توسط نانوک 

یادی نمکنیم.
+ نوشته شده در  89/06/24   توسط نانوک 

چه فایده از این صبوریا از این چشم به راهیا٬از این مرور و یاد آوردنا همش درد رو درده٬غبار رو غبار٬دفن شدم دیگه٬چه عیدی چه کشکی؟انگاری اصلا نبودم.دلخوش به یه صدام٬صدایی که همیشگیه٬تو سرم تو قلبم میگرده و میپیچه٬ای که دوری از من عید تو مبارک.

+ نوشته شده در  89/06/19   توسط نانوک 

چشم انتظاری خیلی سخته٬خیلی٬نشسته چشم به راه٬منتظر٬که کی میاد؟اصلا میاد؟؟!پیرش کرد٬آره پیرش کردُ چشم واز کرد دید دیگه وقتی نمونده٬دیگه آخرشه٬اومد٬بالاخره اومد٬اما دیر٬خیلی دیر٬تا دیدش چشم رو هم گذاشت و رفت٬انگاری دیدنش آخرین کاری بود که میخاس انجام بده.رفت....

+ نوشته شده در  89/06/14   توسط نانوک 

پرت و پلا شدم شایدم پخش و پلا٬اونقد که خودمو نمیشناسم تو آینه!

+ نوشته شده در  89/06/13   توسط نانوک 

حدیث نمک بر زخم٬حدیث صبوری.

+ نوشته شده در  89/06/11   توسط نانوک 

گمت کردم٬گم شدم٬ پیدام کن.
+ نوشته شده در  89/06/09   توسط نانوک 

این تاریکخونه حقه منه٬ماله منه.
+ نوشته شده در  89/06/08   توسط نانوک 

تعطیل
+ نوشته شده در  89/06/01   توسط نانوک 

این خط خطیا به یاد کسیه که مرده٬برای کسیه که زیر خروار خروار خاطره دفن شده٬کسی که رفت و با رفتنش یه دنیا نورُ لبخندُ از دنیام برد٬که بعد اون دیگه لبخندی ننشست رو لبام که خواب غریبه شد با چشام٬که اسیر شدم توو زندون شب که دست و پا میزنم تو سیاهی ِ روز که دیگه هیچی مثه قبل نیست.دنیایی بودُ با رفتنش دنیاییُ برد که برد که برد...

+ نوشته شده در  89/06/01   توسط نانوک 

سعی من به ننوشتنه٬نگفتنه٬این که هر از گاهی چار کلمه اینجا میچسبونم برا اینه که یه کم راه نفس وا شه که شاید قد یه پر از این کوه کم شه.سخته٬بخدا سخته جاییُ که دوس داری برا همیشه اونجا باشیُ از بالا هی با گوگل ارث نگا کنی٬هی زل بزنی تا عکسش تار شه هی ساکت باشی٬انگاری لال انگاری توییُ همین مختصاتُ عکس ِهواییُ دیگه هیچ.هی یه مسیریُ برا خودت از بالا نگا کنی٬که اینجا بود که فلان که اونجا بود که...دارم زور میزنم بیارم بذارم اینجا٬توو این صفحه سیاه که شده سنگ صبورم چاهم٬سخته٬نمیشه٬انگار بخای دریارُ بریزی تو استکان بذاری جلوت.ساده ام٬فک میکنم میشه راه وا کنم نفس بکشم با خط خطی کردن اینجا٬نه نمیشه٬نشستم یه گوشه پارک٬یهو میای٬اونموقه که سوار شدی که بری٬ که از پشت شیشه نگا کردی٬که تو دلم گفتم مراقب خودت باش٬که همون شد دیدن ِآخرم٬دیدن ِآخرت٬دلم میشه آتیش میشه خاکستر٬مثه سیگار گوشه لبم٬همیناس که آدمُ پیر میکنه٬هل میده تو کوچه پی پرسه٬نمیفهمی چی میگم و راستش خوشحالم که نمیفهمی٬فهمیدن اینا دلُ میسوزونه روزتُ میکنه جهنم شبتُ میکنه شب ِ اول قبر میندازت توو یه چاهی که ته نداره٬فقط سقوطه و سقوط...دلتنگِ توام.

اللّهمَ انّی اسئلُکَ نگاهش…

از دل‌تنگی که حرف می‌زنم، حرفِ شبانه‌های مکرر نیست. یعنی هنوز… چشمِ مستِ خوابِ شما را دلم می‌خواست.

لانگ شات

پ ن:حرف از دلتنگی زدم حیفم اومد اینُ نچسبونم اینجا...

پ پ ن:دلتنگی امونمُ بریده والا به رسم همیشه یه جمله وصله میکردم به سیاهیه این تاریک خونه و والسلام

+ نوشته شده در  89/05/30   توسط نانوک 

بخدا سخته٬سخته که بخای حرف بزنی اما نزنی٬ساکت بشینی یه گوشه٬زبون به دهن بگیری دندون رو جیگر بذاری٬سخته یه دنیا حرف باشی و نگی٬که بتونی بگی اما نگی٬هی زل بزنی به  در و دیوار هی تکون تکون بخوری٬میخام بگم٬اما نمیگم٬گفته نگو٬منم نمیگم.تحملش سخته٬تحملش پیر میکنه٬نباید بگم٬گفته نگو٬منم نمیگم٬گفته گناهِ.همه جا سیاهِ٬سیاهیشم نمیتونی ببینی٬نمیشه بیارم اینجا بریزم بگم ایناها٬این سیاهِ که هست٬که میگم٬سیاهیش خیلی سیاهِ.گفته نگو٬منم نمیگم...

+ نوشته شده در  89/05/27   توسط نانوک 

دروغ بگو بازم٬من باورم میشه.
+ نوشته شده در  89/05/25   توسط نانوک 

سیرم از سفره سحریِ بی تو٬سیرم از سحر٬سیرم از سفره افطاری که تو کنارم ننشستی٬سیرم از افطارا از دعاها٬سیرم از خودم بی تو٬سیر٬از این دس به دعاهایی که میدونم اجابت نمیشن خستم این ماه رمضان با همشون فرق داره٬همش درده همش حسرته داره میکشم و من ساکتم صبورم بی تو٬ سراغ نمیگیری٬صبوری میکنم.

+ نوشته شده در  89/05/24   توسط نانوک 

مینویسم بمونه برا همیشم.به یاد همه افطارایی که باهم داشتیم که دلت پیشم بود که دلم پیشت بود که......
+ نوشته شده در  89/05/21   توسط نانوک 

اگر رختِ خدایی برِ ما بود، دو خط هم گوشه‌ی کتاب می‌نوشتیم رفتن معصیت است، و هُم لایَدرِکون یا هرچی.

لانگ شات

+ نوشته شده در  89/05/15   توسط نانوک 

نمیشه شبارو گذاشت اینجا٬ببینی٬بدونی چقد سیاهیش زیاده.
+ نوشته شده در  89/05/11   توسط نانوک 

بی بادُ بارون٬شسته شدم٬رفتم.
+ نوشته شده در  89/05/11   توسط نانوک 

انگار نه انگار شدم.
+ نوشته شده در  89/05/09   توسط نانوک 

صبوری.
+ نوشته شده در  89/05/06   توسط نانوک 

صب پاشدم یادم اومد سال ۸۷ نوبتی زنگ میزدیم توام هر روز جر میزدی که نوبت تو بود یادته؟درگیرم هر روز صب همینجور٬درگیر.

پ ن:باید بازم بگم منتظرم هنوز؟!

+ نوشته شده در  89/04/28   توسط نانوک 

خوابت گند میشه٬روزت مسخره و طولانی میشه٬زندگیت یه بازی ِالکی ِکسالت بار میشه وقتی بیخود و بیهوده چشم انتظاری...

پ ن:من ِدیوونه هنوز منتظرم

+ نوشته شده در  89/04/28   توسط نانوک 

حرف آخرمون شد همون که گفتی؟!!! همون که هیچ گذر زمانی٬هیچ باد و بارونی پاکش نمیکنه؟

+ نوشته شده در  89/04/27   توسط نانوک 

باد یاد ِعاشقان را بُرد...

پ ن:هنوز منتظرم

+ نوشته شده در  89/04/26   توسط نانوک 

اگر که اشتباه بود٬چه خوب بود اشتباه.اگر که کوره راه بود٬چه امن بود کوره راه.

پ ن:هنوز منتظرم

+ نوشته شده در  89/04/18   توسط نانوک 

از همون شب که رفتی٬چشم انتظار یه پیغامم از تو تا الهه صب٬مردی کنُ چیزی بگو٬چشمم سفید شد.

+ نوشته شده در  89/04/16   توسط نانوک 

Another time, another place
The lonely streets where we embraced
Then you would go without a trace
Nothing's the same without you

Another day goes passing by
I sit alone and wonder why
Sometimes it's hard, but I will try
to live my life without you

You're in my heart, you're in my dreams
You're everywhere or so it seems
So many times I've heard that song
Hold back the tears, pretend you're strong

Another day goes slowly by
I sit alone and wonder why
I think of you, I start to cr.
Nothing's the same without you

Another time, another place
The sweetness of our last embrace
What would I give to see your face
Nothing's the same without you

Nothing's the same
nothing's the same
nothing's the same without you

Gary moore/ after hours/nothings the same/1992

تقه مرحمت کنید

+ نوشته شده در  89/04/14   توسط نانوک